خرید بک لینک
آیه های نور    آیه های نور حک گردیده برپیشانی اشمهرو مه ماتند درآئینه ی حیرانی اشروبه سوی قبله می افتادچون سجاده ایآن که محراب دعا زد بوسه برپیشانی اشازشرار عشق و شیدایی زبس آتش گرفتاشک گل انداخت بر رخساره ی قرآنی اشمی تراوید از وجودش عطر اخلاص و یقینسید سجاد شد ازسجده ی طولانی اشصف به صف درآسمان قدوسیان صف می زدندبس که دیدن داشت اشک وحالت روحانی اشدرمنای عشق و ایثار و وفا روز ازلبا ذبیح خویش ابراهیم شد قربانی اشمصحف او را زبور آل یاسین خوانده اندعارفان را فیض بخشد مصحف عرفانی اشمصف پاکش شقایق پوش شد زانفاس اوجلوه کرده درهمین گلزار گل افشانی اششاهد عشق وشهید زنده ی کرب وبلاستشاهدان غرقه درخون و شهید ارزانی اشروز عاشورا کنار قتلگاه لاله هاموج زد تصویر غم دردیده ی طوفانی اشگرچه درظاهر عدو برگردنش زنجیر بستبود دشمن همچو نفس سرکشی زندانی اشدرغروب غم فزای کوفه و در شام غمشعله زد برخرمن بیداد خطبه خوانی اشغنچه های عشق پژمردند ازغم تا نسیمگفت روزی داستان عشق وسرگردانی اشازهوای ابری چشمش دل عالم گرفتمزرع دین سبزشد ازدیده ی بارانی اشعمراو با یاد روز سخت عاشورا گذشتجاودان شد کربلا از گریه ی طولانی اشآشکارا شد گه غسل تن رنجور اوبرفقیران نان وخرما بردن پنهانی اشازنسیم آستانش می وزد عطربهشتفخر دارد جبرئیل ازمنصب دربانی اشبهر کسب نور می تابد براو خورشید و ماهحاجت نوری ندارد مدفن نورانی اشمیزبانی می کند از زائرانش روز و شبکاش ای دل یک شبی بودیم درمهمانی اشکوثر توفیق دردست «وفایی» داده استآن که دارد آیه های نور برپیشانی اش  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یونا رستگار تاريخ: پنجشنبه 2 تير 1401 ساعت: 16:17

نمازعشقبخوان حسين غريبم كه سخت دلگيرمنگـاه كن كه ز داغت چه خسته و پيرم به رحل نيـزه توقـرآن بخوان عزيز دلم كه بـاز از نفس اطهـرتو جـان گيـرم چه غافلنـد چنيـن مـردمي كه پنـدارندبه سنگ كينـة خود مي كننـد تحقيرم بخوان مفسـر قـرآن،« ليـذهب عَنكم»بخوان و شـرح بـده آيه اي زتطهيرم بخوان «ولّيكـم الله» را كـه تـا از جهـلكسي دگــر نگشايد  زبان به تكفيرم كمان ابرويت از سنگ شاميان بشكستدگرمخوان كه غمت مي زند به دل تيرم مخوان كه خون ز گلويت به نيزه ميريزدقسم به قطرة خونت  ز عمرخود سيرم فرشتگان همه پشت سرتوصف بستنـدنمازعشـق بخـوان با صـداي تكبيرم چگـونه باتو بگـويم كـه غيـرت اللهيكشيـده ديـدة  نامحرمان به تصويرم نوشتـه است«وفایی»به اشك خونينشكه من رضـا به رضـاي خـدا و تقديرم  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یونا رستگار تاريخ: پنجشنبه 2 تير 1401 ساعت: 16:17

تجلیگه توحیدای آن که حریم تو گلستان بهشت استاین باغ پراز لاله وریحان بهشت استازباد خزان گراثری نیست در این مُلکگلزار توباغی زگلستان بهشت استآئینه درآئینه پراز نور خدایی استگنجینۀ اسرار فراوان بهشت استصحن حرم توست تجلی گه توحیدایوان پراز نورتو، ایوان بهشت استبرروضه ی مینوی تو افتاده نگاهشخورشید اگر واله وحیران بهشت استتا آن که نصیبی برد از خدمت این باغشوق حرمت برسر رضوان بهشت استآهو نه همین گشت پناهنده به لطفتآهوی حریمت زغزالان بهشت استقهر تو بود نامه ی سربسته ی دوزخمهرتو کلید در بستان بهشت استهرکس که نهد سربه غبار حرم توپیداست که آسوده به دامان بهشت استآن قدر رئوفی تو که از حسن مرامتهرکس شده مهمان تو، مهمان بهشت استدرصحن وسرای حرمت دیده ی گریانپیش نظرم غنچه ی خندان بهشت استدراین حرم قدس«وفایی» همۀ عمرمهمان کرمخانه ی الوان بهشت است  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یونا رستگار تاريخ: پنجشنبه 2 تير 1401 ساعت: 16:17

داغ سلیمانیهوای چشم همه، ابری است وبارانی استکه روز ما همه از دود آه ، ظلمانی است گرفته بهت عجیبی فضای دل ها رانفس به سینه ی سنگین خلق، زندانی است چراغ گریه ی ما روشن است در این داغشرار سینه ،غم قاسم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یونا رستگار تاريخ: چهارشنبه 23 بهمن 1398 ساعت: 15:41

کوچه باغ ظهور شب است ومنتطرم تا دم سحر برسیهنوز منتظرم تا که منتظر برسی چگونه گویمت آقا که از سفربرگردسفرنکرده ای آقا، که ازسفربرسی چقدر مانده زعمرم چه جمعه ها که گذشتخدا کند که همین جمعه ی دگر برسی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یونا رستگار تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:10

شام یلدا ای شب هجران رویت شام یلدای همهکی شود روشن زنورت صبح فردای همه گرکه مشغول دعا هستیم باور کرده ایمبرحقیقت می رسدیک روز رؤیای همه آفتاب عالم آرای همه هستی بیابی فروغ تو چه تاریک است شب های همه صادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یونا رستگار تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:10

تقدیر, دوست طبیبا مداوای مولا چه شدبگو حال بیمار زهرا چه شد؟ طبیبا بگو حال او چون شده؟که جان و دل ما زغم خون شده چرا چشم خود را کمی وا کندزحسرت به زینب تماشا کند؟ گهی زیر لب او نیایش کندگهی قاتلش را سفادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یونا رستگار تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:10

حقیقت, عدل اگرچه زخم سرش راتمام مي ديدند ولي ز زخم عميق دلش نپرسيدند كسي نخواست بپرسدچراسرش بشكافتاگرچه مردم بي دردكوفه مي ديدند شبي نخفت علي ازغم جهالت خلقولي تمامي آنان ز جهل خوابيدند بهار عمرعلي شدخادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یونا رستگار تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:10

گل وشبنم فاطمه ای نور چشمان ترم کم گریه کنبادل سوزان کنار بسترم کم گریه کن دیده ات چون ابرباران دیده ای بارانی استنوردیده پیش چشمان ترم کم گریه کن گرچه گل باشبنم خوددیدنی ترمی شودتو ولی یاس بهشتی منظرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یونا رستگار تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:10

غُربت, اگر بناست مزارت چنین خراب بماندخدا کند که همیشه دلم کباب بماند حدیث غُربت, توجاودانه شدکه پس ازآن برای اهل ولا شور و التهاب بماند عنایت وکرم و لطف تو کجابگذاردکه سائل دراین خانه بی جواب بماند غادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یونا رستگار تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:10

سجاده, ی صبر ای که مهرت سایه روی ماسوا انداختهپرتو عشقت به دل نورخدا انداخته بس که شیرین است شهد جام الطاف شماشوردیگر در دل اهل ولا انداخته بارها خورشید با ماه فلک ازآسمانبوسه ها برگنبد زردوطلا انداختهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یونا رستگار تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:10

حدیث غربت دلم گرفته وجانم ززندگی سیراست هوای شام چرا اینقدر نفس گیراست لباس عیدبه تن کرده اند مردم شام فضای شهر چراغان وغرق تزویراست نوای هلهلۀ مردمان همانندِ صدای نیزه وتیروصدای شمشیراست زبامادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یونا رستگار تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 12:38

بارغم داغ رلم عیان بود ازدیدۀ ترم این بارغم بود که به همراه می برم با اشک وناله وغم وماتم نمی رود داغی که هست بردل من ازبرادرم کمتر زنید برسرمن سنگ شامیان من زینبم سلالۀ پاک پیمبرم هجده عزیز مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یونا رستگار تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 12:38

سنگدلان شامیان سنگ جفابرسرطفلان نزنید خنده براشک یتیمان پریشان نزنید گرکه مرهم به روی زخم دل ماننهید نمک ازکینه به زخم دل طفلان نزنید خاروخاشاک نریزید به روی سرما این قدر آتش غم بردل سوزان نزنیدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یونا رستگار تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 12:38

پای پیاده

ای تشنه لب زلالی از جوی بهشت

همراه نسیم می وزد بوی بهشت

با پرچم یاحسین از شهر نجف

با پای پیاده می روی سوی بهشت

برچسب: نویسنده: یونا رستگار تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 12:38

صفحه بندی